اعجاز ریاضی

چه می کند این تصاعد!

در افسانه ها آمده است که مخترع شطرنج، بازی اختراعی خود را نزد حاکم منطقه برد و حاکم اختراع هوشمندانه ی وی را بسیار پسندید، تا آن حد که به او اجازه داد تا هرچه به عنوان پاداش می خواهد، طلب کند. مخترع کم توقع! نیز خطاب به حاکم گفت: «پاداش زیادی نمی خواهم قربان! دستور فرمایید یک دانه ی گندم در خانه ی اول صفحه ی شطرنج قرار دهند، دو برابر آن را در خانه ی دوم قرار دهند (یعنی فقط دو دانه ی گندم)، دو برابر آن را در خانه ی بعدی و همین طور الی آخر... .»

حاکم با تعجب به او گفت: «فقط همین! می توانستی چیزی بخواهی که ارزشش خیلی بیشتر باشد.»

مخترع با فروتنی ابراز داشت: «متشکرم قربان، همین از سرمان هم زیاد است!»

حاکم با اشاره ی انگشت، محاسبان دربار را فراخواند و امر کرد: «انچه این جوان خواسته است را محاسبه کنید و سریعا به او بدهید.»

محاسبان دربار هم تعظیم بلند بالایی کردند و عقب عقب در همان حالت تعظیم از درب بارگاه خارج شدند.

یک روز گذشت، یک روز دیگر هم گذشت و خبری از محاسبان نشد. حاکم برآشفت و دنبال آنها فرستاد. پس از شرفیابی! با عصبانیت بر سر آها فریاد زد:

«کدام گوری رفتید؟! حیف نانی که به شماها می دهم! محاسبه ی یک چیز به این سادگی مگر چقدر وقت می خواهد؟»

یکی از محاسبان در حالیکه سرش را از شرم پایین افکنده بود، چند قدمی جلو آمد و گفت:

«قربانتان گردم! نمی دانیم چطور شده است، مثل اینکه معجزه ای در این محاسبه نهفته است. آن طور که ما حساب کرده ایم، تمام گندم های موجود در تمام انبارهای پادشاهی حتی کفاف پرداخت اندکی از این درخواست را هم نمی کند.»

و پادشاه هاج و واج مانده بود، به خیالش محاسبان دیوانه شده بودند! 

********


ازدواج حضرت علي(ع) وحضرت زهرا (س)

دیدم که در عرش شور و شوق برپاست

برپاگر این بزم شرف ذات خداست

گفتم به خرد چه اتفاق افتاده

گفتا که عروسی علی و زهراست

سالروز ازدواج حضرت علی ع و زهرا س مبارک باد


تا باران نباشد، رنگين کمانی نيست...
تا تلخی نباشد، شيرينی نيست...
تا غمی نباشد، لبخندی نیست...
تا مشکلات نباشند، آسایشی وجود نخواهد داشت...
پس همیشه به خاطر داشته باش، هدف این نیست که هرگز اندوهگین نباشی، هرگز مشکلی نداشته باشی، هرگز تلخی را نچشیده باشی.
همين دشواری‌ها هستند که از ما انسانی نيرومندتر و شايسته‌تر می‌سازند، و لذت و شادی را برای ما معنا می‌کنند.

سرگرمی ریاضی

برای یافتن سن و یا تعداد سكه‌های موجود در جیب دوست‌تان بدین‌شكل عمل كتید:

- از دوستتان بخواهید سنش را دو برابرکند (البته به شما نگوید)!
- سپس آن را با 5 جمع كرده و در 50 ضرب نماید.
- در آخر تعداد سکه‌های موجود در جیبش را به عدد به‌دست آمده اضافه کند و اگر سکه‌ای نداشت مقداری اضافه نکند.
- حال عدد نهایی به‌دست آمده را به شما بگوید.

اکنون کافی است مقدار 250 را از عددی که دوست‌تان گفته کم کنید. دو رقم سمت چپ عدد حاصل، سن دوست‌تان و دو رقم سمت راست آن، تعداد سکه‌های موجود در جیب اوست!

این روش در صورتی که تعداد سکه‌ها کم‌تر از 100 باشد درست است !

خلاقیت در ساخت بیسکویت

جبار باغچه بان

میرزا جبار عسگرزاده به سال ۱۲۶۴ در شهر ایروان پایتخت کنونی جمهوری ارمنستان به دنیا آمد و جدّش از مردم تبریز بود. او ابتدا در تبریز کودکستانی را تحت عنوان «باغچه اطفال» دایر کرد و به همان خاطر خود را باغچه ‌بان نامید.

او مدرسه ناشنوایان را در سال ۱۳۰۳ با وجود مخالفت‌های زیاد در تبریز دایر کرد.

او از سال ۱۳۰۷ خورشیدی علیرغم دشواری‌های وسیع چاپف چاپ کتاب‌های ویژه کودکان را با نقاشی‌هایی که خود می‌کشید آغاز کرد. یکی از کتاب ‌های وی با عنوان «بابا برفی» توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده و شورای جهانی کتاب کودک آن را به عنوان بهترین کتاب کودک انتخاب کرد.

ابتکارات

ابتکارات ویژه باغچه‌بان در آموزش عبارت بودند از:

  • روش شفاهی در تعلیم ناشنوایان
  • آموزش روش حساب ذهنی به ناشنوایان
  • وسیله‌ای برای نشان دادن پستی و بلندی‌های اقیانوس‌ها روی نقشه به کودکان
  • الفبای گویا
  • گوشی استخوانی یا تلفن گنگ

 آثار:

- برنامه کار آموزگار - ۱۳۰۲

- الفبای آسان - ۱۳۰۳

- الفبای دستی مخصوص ناشنوایان - ۱۳۰۳

- زندگی کودکان - ۱۳۰۸

- گرگ و چوپان - ۱۳۰۸

- خانم خزوک - ۱۳۱۱

- پیر و ترب - ۱۳۱۱

- بازیچه دانش - ۱۳۱۱

- دستور تعلیم الفبا - ۱۳۱۴

- علم آموزش برای دانشسراها -۱۳۲۰

- بادکنک - ۱۳۲۴

- الفبای خودآموز برای سالمندان - ۱۳۲۶

- پروانه‌نین کتابی - ۱۳۲۶

- الفبا - ۱۳۲۷

- اسرار تعلیم و تربیت یا اصول تعلیم الفبا - ۱۳۲۷

- الفبای گویا - ۱۳۲۹

- برنامهٔ یک‌ساله - ۱۳۲۹

- کتاب اول ابتدایی - ۱۳۳۰

- حساب - ۱۳۳۴

- کتاب اول ابتدایی - ۱۳۳۵

- آدمی اصیل و مقیاس واحد آدمی - ۱۳۳۶

- درخت مروارید - ۱۳۳۷

- خیام آذری - ۱۳۳۷

- رباعیات باغچه‌بان - ۱۳۳۷

- روش آموزش کر و لال‌ها - ۱۳۴۳

- من هم در دنیا آرزو دارم - ۱۳۴۵

- بابا برفی - ۱۳۴۶

- عروسان کوه - ۱۳۴۷

- زندگینامهٔ باغچه‌بان به قلم خودش - ۱۳۵۶

- شب به سر رسید - ۱۳۷۳

- کبوتر من کبوتر من - ۱۳۷۳






پروین دولت آبادی     تولد 1303- وفات 1387

آموزگار ما

می گشایند باز مدرسه را

مهر ماه است ، ماه مهر و امید

روز دیدار دوستان آید

می توان باز روی یاران دید

باز آموزگار ما آید

با دلی گرم همچنان خورشید

بگشاید به خنده آن لب شاد

با خود آرد هزار گونه نوید

ای تو آموزگار مهر آموز

می توان با تو داشت گفت و شنید

از نگاه تو دوستی ریزد

بر لبانت سرود صبح امید

ضرب المثل چیست؟

مثل چيست ؟

مثل ،‌سخن كوتاه و مشهوري است كه به قصه اي عبرت آميز يا گفتاري نكته آموز اشاره مي كند 

كلمه” مثل ” عربي است و كلمه فارسي آن “ متل ” است . وقتي «مثل گفتن» صورت بي ادبانه پيدا كند آن را متلك مي گويند . البته ضرب المثل يك تركيب عربي است به معناي مثل زدن .

ضرب المثل در لغت به معناي مثال زدن است. مردم در گفتگوهايشان براي اينكه منظور خود را بهتر بفهمانند، از ضرب المثل ها استفاده مي كنند

 در همه زبانهاي دنيا ضرب المثل فراوان است . بعضي از مثل ها در همه زبانها به هم شباهت دارند .

 هر قدر تاريخ تمدن ملتي درازتر باشد بيشتر حادثه در آن پيدا شده و مثل هاي بيشتري در آن وجود دارد . و در زبان فارسي نيز ده ها هزار ضرب المثل وجود دارد .

مثل ها چند نوعند ؟

- عبارت مثل گاهي كوتاه است و در دو يا سه كلمه خلاصه مي شود مانند (فيل و فنجان ) كه مي فهماند دو چيز از جهت كوچكي وبزرگي با هم تناسب ندارند . اين مثل در اصل داراي 5 كلمه بوده ( آب دادن فيل با فنجان ) ولي معمولا با همان دو كلمه به اصل مثل اشاره ميكند .

- عبارت مثل گاهي دراز است

- مثل گاه يك عبارت ساده است و گاه يك خط شعر

 ( شتر در خواب بيند پنبه دانه         گهي لپ لپ خورد گه دانه دانه )

- بعضي از مثلها حاصل پندهاي دانايان يا پيشوايان مذهبي يا تجربه هاي زندگي مردم است . اينگونه مثل ها را حكمت مي نامند .

- بعضي گفتار اشخاص نامدار تاريخي يا عادي بوده كه در موقع خاصي خيلي بجا و مناسب بوده و از بس به ذوق ديگران خوش آمده مشهور شده است .

 - بسياري از مثل ها نتيجه داستاني است ، خواه حقيقي يا افسانه اي باشد . در حالي كه مردم از داستان اصلي آن ممكن است بي خبر باشند و يا  ممكن است در هر شهري به صورتي نقل شود

- بعضي از مثل ها از يك قطعه شعر معروف گرفته شده است مانند، ( از ماست كه بر ماست )كه از شعر معروف ناصر خسرو گرفته شده است .

 مثل هاي منظوم گاه ساخته و پرداخته شاعر است و گاهي از مثل هاي ساده گرفته شده و در شعر زيبا و مناسبي جا افتاده و جانشين مثل قديمی تر شده است .

 مثل چه فايده دارد ؟

دانشمندان تاريخ و جامعه شناس در بررسي روحيات و اخلاق گذشتگان از مثل هاي جاري هر محلي استفاده مي كنند .

 دانستن مثل ها گفتن و نوشتن را آسان مي كند . چون اين جمله ها كوتاه و زيباست و بر دل مي نشيند و گفتگوي دراز را كوتاه مي كند و اگر در جاي خود استفاده شود اثر حرف بيشتر مي شود .

 اگر مي خواهيد ضرب المثلهاي بيشتري ياد بگيريد، به كتاب« امثال و حكم» تأليف مرحوم علي اكبر دهخدا مراجعه نماييد

ولادت امام رضا(ع) مبارک

امام رضا(ع) فرمودند:

«به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد و دست يكديگر رابفشاريد و به هم خشم نگيريد»